بازار نقل و انتقالات زمستاني در لاليگا از طيف شايعات تا اخبار رسمي اين روزها لحظه به لحظه داغتر مي شود و در اين ميان نام کاکا، نيلمار، اوزيل، سولدادو و آبيدال بيش از سايرين به چشم ميخورد.
حراج آغاز شده و مالکان باشگاهها و مجموعههای بزرگ فوتبال هر که هستند این روزها سرگرم جابجایی عظیمترین منابع مالی دنیا به بهانه نقل و انتقال زمستانی بازیکنان در ژانویه هستند. سرانجام فرهادمجيدي دلايل جدايياش را فاش کرد جدايي ناگهاني فرهاد مجيدي از استقلال شگفتانگيزترين اتفاق فوتبال ايران پس از پايان نيم فصل نخست بود. مجيدي پس از گذشت يک هفته از حضورش در الغرافه، سرانجام درباره دلايل جدايياش از استقلال حرف زد. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) فرهاد مجيدي در گفتوگو با روزنامه «الرايه الرياضيه» درباره اين دلايل جدايي صحبت کرده است: * در مورد قراردادتان با الغرافه بگوييد. پيشنهاد آنها چگونه بود؟ در ابتدا بايد بگويم از اين که به تيم الغرافه پيوستهام خوشحالم. من وارد چالشي جديد در محيطي جديد شدهام. در مورد قراردادم با الغرافه هم بايد بگويم که از لحاظ مالي رقم زيادي را دريافت نکردهام. من با چند پيشنهاد از باشگاههاي اماراتي با رقمهاي مالي بسيار بهتر از الغرافه مواجه شدم، اما با پيشنهاد اين باشگاه قطري موافقت کردم چرا که دوست داشتم فوتبالم را در يک محيطي جديد دنبال کنم. اميدوارم که بتوانم در اين جا هم موفق کار کنم. * آيا مشکلاتي براي پيوستن به الغرافه وجود داشت؟ برعکس. مردم در اينجا بسيار مهربان هستند. به هنگام گفتوگو با شيخ حمد بن ثامر آل ثاني رييس باشگاه پي بردم که ايشان علاقه زيادي براي قرارداد امضا کردن با من دارد. او فرد باهوشي به نظر ميرسد و در همان تماس تلفني اول مرا قانع کرد که به اين تيم بيايم. با وجود اين که من در همان وقت چند پيشنهاد خوب از باشگاههاي اماراتي داشتم، اما پيشنهاد الغرافه را ترجيح دادم و از اين کار خود خوشحالم و اصلا احساس پشيماني نميکنم. بايد بگويم که هيچ سنگ پراکني در اين زمينه وجود نداشت و اين انتقال به سرعت انجام شد. بلند پروازيهاي الغرافه در ليگ داخلي و خارجي يکي از دلايل اصلي پيوستن من به اين تيم بود. * الغرافه در اين فصل ليگ ستارگان قطر نتايج خوبي نگرفته است و با تيم صدرنشين لخويا هفت امتياز فاصله دارد. آيا بر اين باوريد که شما ميتوانيد اين فاصله زياد امتيازات را کم کنيد؟ در فوتبال اين گونه نيست که بگوييد هفت امتياز را نمي توان اصلا جبران کرد، بلکه برعکس، جبران فاصله امتيازي راحت است. در ليگ قطر تيمها هم سطح هستند و اين شاخصه اين ليگ به شمار ميآيد. الغرافه با بازيکناني خوبي که در اختيار دارد ميتواند به رقابت با تيمهاي ديگر بپردازد و خود را به صدر جدول رساند. ما تماشاگران پرشور و کادر اداري خوبي داريم. من نسبت به رقابت در ليگ قطر خوشبين هستم و بر اين باورم که مي توانيم خود را به صدر جدول رسانيم و اين فاصله هفت امتيازي را کم کنيم. * در مورد برونو متسو بگوييد. آيا او را ميشناسيد؟ متسو يکي از چهرههاي شاخص مربيگري در منطقه خليج فارس است. من پيش از اين زماني که در ليگ امارات بازي مي کردم به خوبي با او آشنا بودم. او سابقه هدايت تيمهايي همچون سنگال و قطر را در کارنامه خود دارد، الان که هم که در الغرافه حضور دارد. من از اين که در تيمي بازي ميکنم که متسو هدايت آن را بر عهده دارد، خوشحالم. * شما بازيکن شاخصي هستيد، آيا پيش از اين هم از باشگاههاي قطري پيشنهاد داشتهايد؟ (مجيدي با خنده پاسخ ميدهد) چيزي که مردم ايران و قطر نميدانند اين است که من 10 سال پيش يعني در سال 2001 از همين تيم الغرافه پيشنهاد داشتم، اما نتوانستم به اين تيم بپيوندم. وقتي که چند وقت پيش مسئولان باشگاه الغرافه با من تماس گرفتند، بار ديگر خاطرات چند سال پيش برايم زنده شد. اين بار ديگر تصميم گرفتم به الغرافه بپيوندم، چرا که بر اين باورم که اين تيم ميتواند هم در ليگ داخلي و هم در ليگ قهرمانان آسيا رقابت کند. به همين خاطر به اين تيم پيوستم. * در مورد الغرافه اطلاعاتي داريد؟ تيم الغرافه را به خوبي ميشناسم. پيشتر در ليگ قهرمانان آسيا مقابل اين تيم بازي کردهام. الغرافه قهرمان سه فصل گذشته ليگ ستارگان قطر است. گذشته از اين، الغرافه در رقابتهاي بين المللي زيادي شرکت کرده است. بر اين باورم که اين تيم توانايي رقابت و کسب عنوانها و قهرماني ها را دارد. * الغرافه با عقد قرارداد با شما ميخواهد به مشکلات گل نزدن مهاجمانش پايان دهد، آيا از اين قضيه خبر داريد؟ طبيعتا وقتي يک تيم مهاجمي را به خدمت مي گيرد، در پي آن است که به مشکلات گل نزدنش پايان دهد. من به خوبي از سنگيني مسئوليتي که بر روي دوشهايم است با خبرم، اما مطمئنم که مي توانم در الغرافه هم تواناييهاي خود را ثابت کنم و خوش بدرخشم. * همچنان که مي دانيد قرارداد شما با الغرافه پنج ماهه است، آيا اگر پيشنهاد تمديد قرارداد را داشته باشيد، با آن موافقت ميکنيد؟ چرا که نه. من يک بازيکن حرفهاي هستم. شرايط اين جا هم خوب است. طبيعتا اگر سرمربي تيم از عملکرد من راضي باشد، قرارداد خود را تمديد خواهم کرد. هر بازيکني دوست دارد که به همکاري با باشگاهي که در آن بازي ميکند، ادامه دهد. * آيا درست است که ميگويند، مشکلاتتان با باشگاه استقلال باعث شد که به الغرافه بپيونديد؟ بله. درست است. من به خاطر مسايلي که نميخواهم اينجا آن را بيان کنم، با مسئولان باشگاه استقلال به توافق نرسيدم. ديگر سخت بود به نحو احسن در آن تيم بتوانم بازي کنم و انتظارات و بلند پروازيهاي هواداران پرشور اين تيم را برآورده کنم. چند پيشنهاد از تيمهاي مختلف داشتم. در نهايت تصميم به ترک استقلال و پيوستن به ليگ قطر را گرفتم. * آيا براي پيوستن به الغرافه مشکل با سنگ پراکنيها و مشکلاتي مواجه شديد؟ برعکس. پيوستن من به الغرافه به خاطر تمايل دو باشگاه طولي نکشيد. باشگاه استقلال اصلا با جدايي من مخالفت نکرد، بلکه بلافاصله موافقت خود را اعلام کرد. به همين خاطر از آنها تشکر ميکنم. از اين که براي استقلال که يکي از بهترين تيمهاي آسيا به شمار ميآيد بازي کردهام ، بسيار خوشحالم. * شما يکي از بازيکنان بزرگ فوتبال قاره کهن به شمار ميآييد و سابقه بازي در تيم ملي فوتبال ايران را در کارنامه داريد. در حال حاضر فوتبال قطر را چگونه ميبينيد؟ فوتبال قطر نسبت به گذشته پيشرفت ملموسي داشته است. به خوبي اين مساله را مي توان در ليگ حرفهاي اين کشور مشاهده کرد. قهرماني السد در ليگ قهرمانان آسيا شاهد گويايي در اين زمينه است. در تيم ملي قطر بازيکنان خوبي وجود دارند که ميتوانند روياهاي هواداران و تماشاگران اين تيم را برآورده کنند. * همچنان که ميدانيد قطر در مرحله گروهي جام جهاني 2014 برزيل با ايران هم گروه است، در اين زمينه چه حرفي براي گفتن داريد؟ تيم قطر توانايي لازم براي صعود به جام جهاني را دارد. قطر در آخرين بازي خود در اين گروه بايد با تيم ما در تهران بازي کند. به نظرم شانس قطر براي صعود از اين گروه بيشتر از بحرين است. ما پيش از اين هم با قطر در تهران بازي کردهايم. آنها نمايش خوبي را مقابل تيم ما ارائه کردند، به همين خاطر بر اين باورم که آنها با ايران از اين گروه به مرحله بعد صعود خواهند کرد. * در مورد فوتبال ايران بگوييد. آيا فکر ميکنيد تيم ملي فوتبال ايران در اين سالهاي اخير با وجود بازيکنان بسيار خوبي که در ترکيب داشت، انتظارات را برآورده کرده است؟ اول اين که بايد بگويم از اين که من يک ايراني هستم، احساس افتخار ميکنم. فوتبال ايران ضعف مفرطي در اين سالهاي اخير نداشته است، بلکه برعکس از بهترين تيمهاي آسيا به شمار ميآيد. ما شانس زيادي براي صعود از اين گروه داريم. ما با بازيکنان، مربي و فدراسيوني که داريم شانس زيادي براي صعود به جام جهاني خواهيم داشت. ميتوانم بگويم که شانس ما براي صعود به جام جهاني برزيل به 90 درصد ميرسد. در مورد باشگاههاي ايراني هم بايد بگويم که باشگاههاي ما توانايي رقابت براي کسب عنوان قهرماني در ليگ قهرمانان آسيا را دارند. اين بدين معنا است که فوتبال ايران در مسير درستي حرکت ميکند. در پايان به تماشاگران و هواداران الغرافه بايد بگويم که از اين که به قطر آمدهام و با الغرافه قرارداد امضا کردهام بسيار خوشحالم. برايم افتخار است که با پيراهن اين تيم به ميدان بروم. براي موفقيت اين تيم هر آنچه را که در توان خواهم داشت، رو خواهم کرد. هدف من با الغرافه قهرماني در ليگ قطر است. دوره نوجواني و جواني خود را با عضويت در تيم باشگاهي سائوپائولو سپري كرد و از ابتداي سال ۲۰۰۱ عضو تيم بزرگسالان اين باشگاه شد و در ۱۳۱ بازي رسمي ۴۸ گل برايشان زد. الگوي او در فوتبال به گفته خودش:هموطنش«راي» كه باشگاه سابق او نيز سائوپائولو بوده است.
وي در ژوئن ۲۰۰۳ تيم خانگي اش يعني سائوپائولو را ترك و به ميلان،يكي از بهترين باشگاههاي حال حاضر ايتاليا و اروپا پيوست. در ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵ روز جمعه ساعت ۱۹ به وقت برزيل ريكاردو كاكا در حضور حداقل ۶۰۰ مهمان با كارولين ۱۸ ساله فرزند نماينده كمپاني «ديور»،در شهر سائوپائولوي برزيل ازدواج كرد. تبريك ميلان به كاكا: باشگاه ميلان در يك پيام رسمي و ويژه به كاكا و همسرش تبريك گفت.از جمع ميلاني ها ديدا،سرجينيو ،كافو،لئوناردو و آريدو برايدا در اين مراسم حضور داشتند.
كاكا در مصاحبه با مجله نوولا ۲۰۰۰ ازدواج با كارولين را بهترين تصميم خود بعد از پيوستن به ميلان عنوان كرد.اين تك ستاره برزيلي گفت:«برزيل،ميلان و كارولين به همراه خانواده ام زيباترين چيزها در زندگي ام هستند و آنها را عاشقانه دوست دارم.۲۳ دسامبر بي نظيرترين روز زندگي ام بود.خوشحالم كه در شهر سائوپائولو با كارولين ازدواج كردم. وي به عنوان سفير غذا در سازمان ملل براي كمك به كودكان محروم مشغول به كار است.
دور از فوتبال: در زمان استراحت و دوري از فوتبال يا آشپزي ميكند و يا به سينما ميرود.اگر هم نتواند به سينما برود حتما دي وي دي آن فيلم را تهيه خواهد كرد.امكان ندارد فيلم جديدي را از دست بدهد.آشپزي كردن را هم خيلي دوست دارد و مايل است غذايش را خودش آماده كند.دستپختش در غذاهاي ايتاليايي هم حرف ندارد.
اگر فوتباليست نمي شد: اتومبيل راني را بسيار دوست دارد.اگر فوتباليست نمي شد در تيم فراري خاطره «آيرتون سنا»را زنده ميكرد.او قهرمان ورزشي كاكا در اين رشته و فرمول يك مي باشد.از سوارشدن و سرعت با اتومبيل هاي مسابقه اي لذت مي برد. ديديه روز يازدهم مارس 1978 در شهر «ابيجال» در ساحل عاج به دنيا آمد. او دوران كودكي را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند و... دوستان و خانواده، او را «تيتو» صدا ميزدند. تيتو در پنج سالگي كشورش را ترك كرد و به شهر «برست» در بريتاني رفت. دروگبا بيشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بيشترين زماني كه يك جا زندگي كرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتداي زندگياش در ساحل عاج ميباشد. از آن زمان تاكنون بيش از چهارده شهر عوض كرده است. او تمام اين چهارده شهر را به ياد دارد ولي هيچ يك از اين نقل و انتقالات براي او به يادماندنيتر از اولين سفرش به فرانسه نيست. ديديه در siolaveL خيلي زود تحت نظر و تعليم «سربنكو رپسيس» مربي سابق اهل يوگسلاوي كه مربي فني باشگاه بود قرار گرفت و از همان ابتدا خيلي خوب ظاهر شد. رپسيس درباره او ميگويد: «او مثل همتيميهاي ديگرش شبها به كلوپهاي شبانه نميرفت. خيلي عاقل بود. با استعداد هم بود.» مرد جوان ساحل عاجي خيلي زود توجه پاريس را به خود جلب كرد. او ستاره تيم فوتبال زير هفده سال با مربيگري كريستين پورنين شد. اين مهاجم سياهپوست در دو فصل متوالي سي گل به ثمر رساند و آنقدر خوب كار كرد و حس اعتماد مربيان را برانگيخت كه سال بعد او را عضو تيم اول باشگاه كردند. وی ۱۱ سال داشت که پزشکان تشخیص دادند دچار کمبود هورمون رشد است. باشگاه ریور پلاته علاقه خود را برای به خدمت گرفتن مسی نشان داد اما آنها پول کافی برای خرج معالجه وی نداشتند. کارلوس ریساچ مدیر ورزشی باشگاه بارسلونا اسپانیا، از استعداد بی ظیر مسی آگاه شد. ریساچ پس از تماشای بازی وی به نمایندگی از باشگاه بارسلونا با مسی قراردادی امضا کرد. آنها پیشنهاد کردند تمام مخارج پزشکی لیونل را قبول می کنند به شرطی که وی برای شروع زندگی جدید به اسپانیا نقل مکان کند. خانواده مسی نیز به همراه این بازیکن جوان به اروپا منتقل شدند و لیونل کارش را در تیم جوانان بارسلونا آغاز کرد. جانشین به زودی توانست در ترکیب تیم دوم بارسلونا جایگاه ثابتی به دست آورد. در آن فصل وی رکورد جالبی برجای گذاشت. میانگین بیش از یک گل در هر بازی. مسی در آن فصل توانست در ۳۰ بازی ۳۷ گل به ثمر برساند. لیونل مسی در اکتبر ۲۰۰۴ توانست اولین بازی رسمی اش را برای بارسلونا برابر اسپانیول انجام دهد. با این بازی وی عنوان سومین بازیکن جوان تاریخ باشگاه بارسلونا را به خود اختصاص داد. زمانی که در تاریخ ۱ می ۲۰۰۵ مسی توانست اولین گل رسمی اش را برای بارسا در مقابل تیم الباسته بالومپایه به ثمر برساند تنها ۱۷ سال و ۱۰ ماه و ۷ روز سن داشت. وی با این گل توانست خود را به عنوان جوان ترین گلزن بارسلونا در لا لیگا مطرح کند. به مسی این شانس را دادند تا بتواند به عضویت تیم ملی اسپانیا دربیاید اما وی این پیشنهاد را رد کرد. در ژوئن سال ۲۰۰۴ مسی در بازی دوستانه بین دو تیم فوتبال زیر ۲۰ ساله هایآرژانتین و پاراگوئه به میدان رفت. در ژوئن ۲۰۰۵ توانست همراه با تیم زیر ۲۰ ساله های آرژانتین به مقام قهرمانی مسابقات جام جهانی جوانان دست یابد. لیونل با زدن ۶ گل کفش طلایی مسابقات و توپ طلایی بهترین بازیکن تورنمنت را نیز تصاحب کرد. با وجود این که لیونل بسیار جوان بود همیشه وی را با دیگو مارادونا مقایسه می کردند. در تاریخ ۲۷ ژوئن باشگاه بارسلونا قرارداد جدیدی با مسی تا سال ۲۰۱۰ منعقد کرد. در این قرارداد یک ماده وجود دارد که در آن آمده است هر تیمی می تواند با پرداخت مبلغ ۱۵۰ میلیون یورو، مسی را به خدمت بگیرد. این مبلغ ۳۰ میلیون یورو بیشتر از مبلغ فروش رونالدینیو است. در سال ۲۰۰۵ خوزه پکرمن، لیونل مسی را به تیم ملی بزرگسالان آرژانتین دعوت کرد. وی اولین بازی اش را برابر مجارستان انجام داد. مسی در دقیقه ۶۳ وارد میدان شد اما به فاصله ۴۰ ثانیه از زمین مسابقه اخراج شد. پس از این مسابقه، مسی اولین بازی واقعی خود را برای تیم ملی آرژانتین برابر پاراگوئه انجام داد. وی اولین بازی خود را در جام باشگاه های اروپا در تاریخ ۲۷ سپتامبر و در برابر اودینسه انجام دهد. در دسامبر همان سال روزنامه ایتالیایی توتو اسپورت جایزه پسر طلایی ۲۰۰۵ را که به بهترین بازیکن زیر ۲۱ سال اروپا داده می شود، به لیونل مسی داد. جانشین توانست بالاتر از وین رونی، لوکاس پودولسکی و کریستیانو رونالدو قرار بگیرد. مصدومیت شدید باعث شد مسی به مدت دو ماه از کلیه فعالیت های ورزشی دور بماند. به خاطر این مصدومیت حضور وی در جام جهانی ۲۰۰۶ در هاله ای از ابهام فرو رفت. با این وجود نام لیونل مسی را به عنوان بازیکن تیم ملی آرژانتین برای حضور در جام جهانی تحویل مقامات برگزاری مسابقات دادند. مسی پس از روماریو (فصل ۹۳-۹۴) اولین بازیکن بارسلونا بود که توانست در معروف ترین دربی اسپانیا هت تریک کند. در این فصل مسی گلی به ثمر رساند که همگان دوباره وی را با مارادونا مقایسه کردند. جانشین همانند مارادونا در بازی با انگلستان توپ را دریافت کرد، ۶۲ متر با توپ حرکت کرده ۶ نفر از بازیکنان حــریــف را پـشــت ســر گــذاشــت و دروازه خـتــافـــــــــه را گـشــــــــــود. تمام کارشناسان ورزشی جهان این گل را مشابه گل قرن مارادونا دانسته و پس از این گل، مطبوعات اسپانیا به وی لقب "مسیدونا" دادند. لیونل مسی در فصل ۲۰۰۷ -۲۰۰۸ توانست در یک هفته ۵ گل به ثمر برساند تا تیم بارسا به صدر جدول رده بندی صعود کرده و خودش نیز یک شروع رویایی را تجربه کند. فرانتس بکن بائر و یوهان کرایف ستارگان سابق جهان فوتبال، از لئو به عنوان بهترین بازیکن جهان نام برده اند. زندگی نامه کریستین رونالدو یکشنبه 6 آذر 1390ساعت 14:30 # : احتمالي زمان نقل و انتقالات نيم فصل از 29 آذرماه 90 تا 14 دي ماه 90 است. به گزارش پاتوق اینترنتی مطمئنا درخشش وسلی اشنایدر، بازیکن تیم ملی هلند را در جام جهانی دیده اید. حالا پس از گذشت چند هفته از بازی ها، او با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرد. وسلی 26ساله با یولانته کابائو ازدواج کرد. یولانته، متولد 19مارس 1985 می باشد و 25سال سن دارد. او به عنوان بازیگر و مدل فعالیت دارد و توانسته است در سال های 2006، 2007 و 2009 به عنوان جذاب ترین دختر هلند انتخاب شود. این دو در سال 2009 با یکدیگر آشنا شده بودند. مراسم ازدواج آنها در 17 جولای 2010 برگزار شده بود.

۱ - اریک آبیدال، بارسلونا، مدافع، ۳۲ سال:
۱۴ حضور، بدون گل زده و ۲ پاس گل، ارزش انتقال ۵ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: پاریسنژرمن، میلان، منسیتی، شانس جدایی در ژانویه : ۱۰ درصد
۲ – دیهگو بونانوته، مالاگا، هافبک تهاجمی، ۳۲ سال:
۱۵ حضور، ۲گل زده و بدون پاس گل، ارزش انتقال ۱۰ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: رایووایکانو، ختافه و اتلتیکومادرید، شانس جدایی در ژانویه: ۵۰ درصد
۳ – ریکاردو کاستا، والنسیا، مدافع، ۲۹ سال:
۲ حضور، بدون گل زده و پاس گل، ارزش انتقال ۳ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: بنفیکا، بتیس، اتلتیکومادرید، شانس جدایی در ژانویه: ۷۵ درصد
۴ – کاکا، رئال مادرید، مهاجم، ۲۹ سال:
۱۲ حضور، ۳ گل زده و ۲ پاس گل، ارزش انتقال ۱۲ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: آرسنال، تاتنهام، چلسی، میلان و اینترمیلان، شانس جدایی در ژانویه: ۲۰ درصد
۵ – کارلوس کامنی، اسپانیول، دروازهبان، ۲۷ سال:
بدون حضور، ارزش انتقال ۲ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: مالاگا، تاتنهام و فولام، شانس جدایی در ژانویه: ۸۰ درصد
۶ – نیلمار، ویارئال، مهاجم، ۲۷ سال:
۷ حضور، دو گل زده و بدون پاس گل، ارزش انتقال ۱۰ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: رم، فیورنتینا، سائوپائولو، شانس جدایی در ژانویه ۶۰ درصد
۷ – مسعود اوزیل، رئال مادرید، مهاجم، ۲۳ سال:
۱۵ حضور، بدون گل زده و ۵ پاس گل، ارزش انتقال ۲۵ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: لیورپول، منچستریونایتد، شانس جدایی در ژانویه: ۱۰ درصد
۸ – روبرتو سولدادو، والنسیا، مهاجم، ۲۶ سال:
۱۶ حضور، ۱۱ گل زده و بدون پاس گل، ارزش انتقال ۳۰ میلیون یورو، باشگاههای متقاضی: لیورپول، تاتنهام و پاریسنژرمن، شانس جدایی در ژانویه: ۱۰ درصد![]()

![]()


![]()


والدين دروگبا به خاطر مشكلات مالي نميتوانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر كنند. دروگبا در حالي كه از پنجره به هواي باراني چلسي نگاه ميكند آن روز آفتابي غم گرفته را به خاطر ميآورد و ميگويد: كاملا يادم هست. مجبور بودم تنها سفر كنم. فقط پنج سالم بود يادم ميآيد يك پلاكارد كه اسمم روي آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت ميكرد. خيليخيلي سخت بود. وقتي به فرانسه رسيدم هر روز گريه ميكردم. نه به خاطر اينكه در فرانسه بودم بلكه به اين خاطر كه آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برايشان خيلي تنگ شده بود.
ديديه سه فصل به همراه عمويش از باشگاهي به باشگاه ديگر ميرفت و در كنار فوتبال به درس و مدرسهاش هم ميرسيد. او پس از سه سال دوري از كشور در هشت سالگي به آغوش خانوادهاش برگشت. ديديه سه سال متمادي پدر و مادرش را نديده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستان قديمياش را دوباره ديد. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتيب ميدادند و در يك محوطه پاركينگ در نزديكي خانهشان بازي ميكردند. سه سال ديگر هم گذشت و در سال 1989 كشور گرفتار بحران اقتصادي شديدي شد. پدر و مادر ديديه قربانيان اين بحران شدند و كار خود را از دست دادند. آنها تصميم گرفتند به خاطر آينده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زيرنظر عمو ميچل اميچل گوبا كه يك فوتباليست حرفهاي بود به تمرينات فوتبال بپردازد و ديديه بار ديگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود كه ديديه به نخستين باشگاه حقيقي خود پيوست. اوايل در دفاع راست بازي ميكرد ولي عمويش از اين موقعيت راضي نبود. ميچل گوبا به ديديه ميگفت: «تو آن عقب چه كار ميتواني بكني؟ مردم فقط به مهاجمها نگاه ميكنند.» ديديه جوان به توصيه عمو گوش كرد و از آن پس مهاجم وسط تيم شد.
او اول در ابويل و بعد در توركوئين بازي ميكرد و هر جا عمويش ميرفت او هم به اجبار با او ميرفت. در سال 1991 در حالي كه تيتو ديديه سيزده سال داشت به بريتاني برگشت. در همان سال بود كه پدر و مادر ديديه هم تصميم گرفتند به فرانسه نقل مكان كنند. ديديه كه در آن زمان به سن نوجواني رسيده بود بدون اينكه بداند، نظم زندگياش را فراموش كرد و ناگهان دريافت او كه زماني شاگرد اول كلاس بود حالا يك سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عكسالعمل نشان دادند و يك سال او را از بازي فوتبال محروم كردند. در سال 1993 به شهري در نزديكي پاريس رفتند و او به همراه شش خواهر و برادرش در يك خانه سكني گزيدند. ديديه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود كه با باشگاه siolaveL پيوست و پس از امضاي قرارداد با اين باشگاه در حومه پاريس بود كه كمكم ديديه دروگباي جوان توانست نام خود را به گوش دنياي فوتبال برساند.
مهاجم خوش تكنيك:
ديديه همچنان شاگردي ميكرد و به ويژه ميآموخت كه صبور و پرحوصله باشد و به تصميمات مربي احترام بگذارد. با اينكه از نظر «رپسيس» بهترين بازيكن تيم بود ولي مربي جديدش به او اعتماد كافي نداشت و بيشتر اوقات بايد روي نيمكت ذخيرهها مينشست. او در يك بازي فقط ده دقيقه وارد زمين شد ولي در همان مدت كوتاه يك گل روانه دروازه كرد. با اينكه زمان كمي را در زمين ميگذراند و كمتر فرصت داشت هنرهاي خود را به نمايش بگذارد ولي باز هم علاقه و توجه باشگاههايي مثل «گوينگام»، «لمنس»، «لنس» و «پاري سن ژرمن» را جلب كرد. در همان زمان براي نخستين بار به طور جدي مصدوم شد. در يكي از بازيها پاي ديديه شكست و در گچ رفت اما اين شكستگي پا باشگاه لمنس را از خريد او منصرف نكرد و آنها با وجود مصدوميت، خواهان اين مهاجم بودند. بدين ترتيب بود كه ديديه چمدانهايش را بست و به منطقه «سارت» فرانسه رفت و در نوزده سالگي يك فوتباليست حرفهاي شد.
دروگبا در تيمهاي «لمنس»، «گوينگام» و «المپيك مارسي» بازي حرفهاي كرد و سرانجام در سال 2004 به تيم مطرح چلسي راه يافت. او در اواخر فصل بازيهاي آن سال با قيمت 24 ميليون پوند كه در زمان خود بيشترين قيمت محسوب ميشد به چلسي پيوست و پس از آن بود كه شوچنكو با سي ميليون پوند به اين باشگاه رفت و ركورد دروگبا را شكست. دروگبا هنوز هم در مارسي طرفداران بسياري دارد. تماشاچيان فوتبالدوست آن باشگاه هنوز هم نام او را فرياد ميزنند و پيراهنش در سالن باشگاه مارسي بر ديوار است.
يك فوتباليست محبوب:
مردم ساحل عاج عاشق دروگبا هستند هر بار كه به وطنش باز ميگردد، خبرنگاران و مردم او را محاصره ميكنند و خبر رسيدن او اولين اخبار راديو و تلويزيون ميشود. «دروگبا سايت» كه به معناي «دروگبا شدن» است يك پديده فرهنگي است كه به خاطر او ساخته شده است. او ميگويد: «دروگبا سايت! آن موسيقي درباره من است. درباره موفقيتهاي من در چهار سال گذشته يعني از زمان اولين حضورم در تيم ملي. ارتباط خاصي بين موسيقي و فوتبال وجود دارد. موسيقي دروگبا سايت هنوز هم محبوب است. من هم آن را خيلي دوست دارم و به آن احتياج دارم. به خصوص قبل از مسابقات مهم حتما به آن گوش ميدهم. در چلسي هميشه قبل از شروع بازي در اتاق رختكن به آن گوش ميدهم.» ديديه دروگبا يكي از خريداران عمده پيراهن چلسي است. او ميگويد: «از فروشگاههاي چلسي بپرسيد آنها به شما ميگويند كه من همه پيراهنهايشان را ميخرم! هر وقت به ساحل عاج برميگردم هميشه بايد يك عالمه پيراهن با خودم ببرم چون تمام دوستان و اقوامم از من پيراهن چلسي را ميخواهند.»
زندگي خصوصي:
سال 1999 سال بزرگي براي دروگبا بود. در آن سال او و همسرش «الا» زني اهل «مالي» كه دروگبا اولين بار او را در پاريس ديد با يكديگر ازدواج كردند. او ميگويد: تولد پسرم «ايزاك» نقطه عطفي در زندگي من بود كه به من قدرت داد. دروگبا اكنون سه فرزند دارد و مايل نيست كه آنها هم مثل او هميشه در حال تغيير مكان از شهري به شهر ديگر باشند. انگليس كشور محبوب دروگباست. او تمايل دارد پس از پايان فوتبال حرفهاي در انگليس بماند. به نظر او هيچ جايي بهتر از انگليس نيست و در اين رابطه ميگويد: «وقتي از شهري خوشم بيايد ديگر دوست ندارم از آن جا بروم. بچههايم هم انگليس را دوست دارند.»
پسرش ايزاك طرفدار تيم آرسنال است چون تيهري آنري بازيكن محبوب او در آن بازي ميكرد. دروگبا به فرزندانش علاقه زيادي دارد و ميگويد: وقتي هر روز صبح بيدار ميشوم و صداي بچههايم را ميشنوم كه دور و برم به زبان انگليسي حرف ميزنند لذت ميبرم. بايد اعتراف كنم انگليسي حرف زدن آنها از من خيلي بهتر است. امروزه چندين فوتباليست معروف، كتاب زندگي خود را منتشر كردهاند ولي آيا زندگينامه دروگبا هم چاپ ميشود؟ دروگبا پاسخ ميدهد: «بله، من به اين كتاب فكر ميكنم. خيلي چيزها دارم كه در آن بنويسم. از ساحل عاج تا انگليس خيلي اتفاقات براي من افتاده است ولي مطمئن نيستم چه وقت اين كار را ميكنم. شايد اين كتاب را بعدها يعني وقتي فوتبال را كنار گذاشتم بنويسم.»
دروگبا پس از خداحافظي از فوتبال چه خواهد كرد؟ پاسخ دروگبا به اين سوال هم، چنين است: «در اين مورد هم خيلي فكر كردهام. نميخواهم تا سي و چهار سالگي صبر كنم و بعد تازه به فكر آينده خود و خانوادهام بيفتم. اگر بشود ميخواهم مربي شوم ولي ميدانم كه همسرم زياد با اين تصميم من موافق نيست اما خودم دوست دارم.»
دروگبا محبوبيت زيادي دارد. او سفير افتخاري سازمان ملل هم هست و مشكلات و وضعيت زندگي مردم كشورش را به گوش مسئولان ميرساند. ديديه دروگبا دوستان قديمي خودش را هنوز فراموش نكرده و هر وقت فرصتي پيدا كند و به ساحل عاج برود سري هم به آنها ميزند و دلشان را شاد ميكند. او مسيري سخت و طولاني را سپري كرده است. مسيري از ساحل عاج، اين كشور فقير آفريقايي كه پدر و مادرش در آن كارمند ساده بانك بودند تا انگليس كه خود هم اكنون در آن يك سوپراستار ميدان فوتبال است. او به خودش قول داده است كه نه تنها در عالم فوتبال بلكه در دنياي كوچك خانواده خودش هم سوپراستار باشد و آنها را تنها نگذارد.![]()
زلاتان در محله اسکانلان بزرگ شد و به خاطر قد بلندش در 15 سالگی به بسکتبال روی آورد . اما در سال 1996 در جام ملتهای اروپا چون تیم سوئد غایب بود از تلویزیون شیقته بازی بازیکنانی چون آلن شیرر و پاتریک کلایورت شد ، همچنین او عاشق بازی ستاره معروف سوئد، هنریک لارسن در جام جهانی 1994 بود .
او توانست در 15 سالگی وارد باشگاه معروف مالمو شد و خیلی زود توانست استعداد خود را در فوتبال نشان دهد . همچنین او به علت اصلیت بوسنی اش توانست به مدت 2 سال در تیم نوجوانان و جوانان و حتی تیم ملی B بوسنی بازی کند و ملی پوش شود .
او با قد بلندش و شمع گلزنی بالایش فارگو پانچسف گلزن سابق و معروف تیم یوگسلاوی را در اذهان زنده می کرد ، اما تصمیم نهایی او و قبولی ملیت سوئد بسیاری از هموطنان واقعی اش را ناراحت کرد .
در سال 1999 آرسن وانزه مربی تیم آرسنال انگلستان مصرانه خواهان استخدام زلاتان بود اما هرگز موفق نشد تا اینکه زلاتان در 22 مارچ 2001 با رقمی حدود 8/7 میلیون یورو سرانجام به باشگاه آژاکس آمستردام پیوست و زیر نظر رونالد کومان بسیار در فوتبال پیشرفت کرد . او توانست با فوتبال خوب خود و گلزنی هایش عملا به یک ستاره در لیگ هلند و و لیگ قهرمانان اروپا بدل گشت او طی 74 مسابقه که در مدت دو سال برای آژاکس انجام داد 35 گل به ثمر رساند .
زلاتان توانست با تیم ملی سوئد به یورو 2004 پرتقال راه یابد او با گل زیبای خود به تیم ایتالیا پیش از پیش مورد توجه قرار گرفت زلاتان همراه تیم سوئد در یک چهارم نهایی به تیم خوب هلند برخورد کردند و نتواستند از پس حریف براید و با جام خداحافظی کردند . اما یورو 2004 برای زلاتان مانند پله ای بود به سمت صعود او در 31 اوت 2004 با قرار دادی به ارزش 19 میلیون یورو به تیم معروف یوونتوس ایتالیا پیوست . بازی های خوب و تماشایی زلاتان در تورین ایتالیا از او یک فوق ستاره ساخت و او را در سال 2005 به عنوان کاندیدای بهترین بازیکن سال مطرح کرد . در همین سال باشگاه رئال مادرید پیشنهاد عجیب 70 میلیون یورویی خود را برای به خدمت گرفتان زلاتان مطرح کرد که با وجود مبلغ هنگفت پیشنهاد اما سران باشگاه یوونتوس حاضر به فروش زلاتان نشدند .
زلاتان خود نیز چندان تمایلی به حضور در جمع کهکشانهای رئال مادرید نداشت و در این باره می گوید : من فکر می کنم اگر بخواهم ، در همین یوونتوس هم می توانم به قهرمانی در اروپا و جهان برسم و بر ای این کار فقط باید تلاش خودم را بیشتر بکنم . اما سقوط یوونتوس به دسته ذو ایتالیا بع علت تبانی و مشکلات زلاتان با این تیم باعث شد تا با قرار دادی به مبلغ 24 میلیون یورو زلاتان به تیم اینتر میلان بپیوندد
شاید زلاتان از کاکا هم گرانتر است. 35 میلیون پوند بعلاوه ساموئل اتوئو قیمتی بالغ بر 60 میلیون پوند برای کاتالان ها خرج برداشته است. او می خواهد نشان دهد که ارزش این سرمایه گذاری را دارد. حالا بارسا در ترانسفر هم با مادرید رقابت می کند ولی هنوز 120 میلیون پوند با لوس بلانکوس فاصله دارد... 
زلاتان کیست؟
زلاتان ابراهیموویچ سوم اکتبر1981 از پدری بوسنیایی به نام شفیک و مادری کروات که یورکا نام دارد متولد شده است. خانواده آنها پس از مهاجرت به سوئد، در روسنگارد از توابع شهر مالمو ساکن می شوند و ایبرای کوچک هم در همان شهر بدنیا می آید. از هشت سالگی فوتبال بازی می کند و متناوبا در تیم نوجوانان باشگاه های مالمو بی آی و اف بی کی بالکان ظاهر می شود. شاهکار دوران کودکی زلاتان در 12 سالگی و با تیم بالکان در مقابل ولینگه اتفاق می افتد. نیمه اول چهار بر صفر عقب هستند وایبرا بعنوان بازیکن جانشین از نیمه دوم وارد زمین می شود. 8 بر 5 برنده بازی می شوند، هر هشت گل را زلاتان به ثمر می رساند! ابراهیموویچ وارد دبیرستان می شود ولی خیلی زود بخاطر ادامه فوتبال حرفه ای، ترک تحصیل می کند.
مالمو اف اف
ایستگاه اول پس از حضور منظم در تیم نوجوانان باشگاه زادگاهش مالمو اف اف، اولین قرارداد حرفه ایش را در سال 1996 امضا می کند و با پیشرفتی سریع به تیم جوانان باشگاه راه می یابد. به سال 1999 با تیمش در آلسونسکان – لیگ برتر سوئد- شرکت می کند ولی به مقامی بهتر از سیزدهم دست نمی یابد و همراه مالمو به دسته دوم سقوط می کند، هرچند فصل بعد بازمی گردند. آرسن ونگر مربی آرسنال برای جذب ایبرا تلاش می کند ولی توفیقی بدست نمی آورد. اما لئوبینهاکر مربی وقت آژاکس بازی زلاتان را در یک مسابقه تمرینی مقابل تیم نروژی موس اف کی می بیند و شیفته وی می شود. جولای 2001، هلندی ها موفق می شوند جوان آتیه دار سوئدی را با مبلغ 8/7 میلیون یورو به آمستردام ببرند.
کسب شهرت
با آژاکس ابتدای حضور زلاتان در آژاکس با رفتن بینهاکر و ورود کو آدریانس همراه بود و این یعنی بدشانسی! آدریانس فرصت کمی به ایبرا می داد ولی با اخراج زودهنگام مربی و آمدن رونالد کومان ستاره اقبال ابراهیموویچ درخشش گرفت. کومان که علاقمند بازی زلاتان بود وی را فوروارد اصلی تیمش قرار داد و آژاکس موفق شد به قهرمانی فصل 2002-2001 اردیویزیه –لیگ دسته اول هلند- دست یابد. فصل بعد ایبرا با زدن دو گل به المپیک لیون خود را در لیگ قهرمانان اروپا مطرح می کند. مجموعا چهار گل اروپایی برای آژاکس درفصل 2003-2002 به ثمر می رساند. گلزنی های منحصر بفرد زلاتان باعث شهرتش می شود، از جمله گلی که در تاریخ 22 اوت 2004 به تیم ناک بردا می زند از طرف بینندگان کانال تلویزیونی یورواسپرت بعنوان گل سال انتخاب می شود. لیگ قهرمانان 2004-2003 برای ابراهیموویچ با زدن فقط یک گل به سلتاویگو و حذف آژاکس در مرحله گروهی خیلی زود تمام می شود و همین دلیل برای خداحافظی با هلند کافیست. این پایان با مصدومیت ایبرا توسط هم باشگاهیش یعنی رافائل فاندرفارت در بازی سوئد – هلند نزدیکتر می نماید زیرا زلاتان مدعی می شود که فاندرفارت عمدا به وی آسیب رسانده است. در همین گیرودار ناگهان به یوونتوس فروخته می شود. حاصل حضور چهار ساله در آژاکس، 106 بازی و 47 گل زده است.
ایبرا در یوونتوس
با 16 میلیون یورو برای چهارسال راه راه پوش می شود. اما دو فصل بیشتر در تورین نمی ماند چون سرنوشت او را به میلان خواهد برد. زلاتان به سرعت در ترکیب اصلی جای دیوید ترزگه مصدوم را پر می کند و 16 گل برای یووه به ثمر می رساند. اواخر فصل 2005-2004 یوونتوس اعلام می کند که پیشنهاد 70 میلیون یورویی رئال مادرید را برای ایبرا رد کرده است! بعدها مینو رایولا وکیل زلاتان این خبر را تایید می کند ولی بیشتر به بازارگرمی تبلیغاتی می ماند تا واقعیت. 14نوامبر 2005 با بردن جایزه گولدن بولن بهترین بازیکن سال کشور سوئد می شود. فصل دوم حضور ابراهیموویچ در یووه همراه با تغییر وظیفه تهاجمی وی بود. ایبرا بعنوان مهاجم دوم و پاسور برای مهاجم هدف بازی می کرد، بنابراین تعداد گل های زده او پایین آمد ولی با پاس های فراوان همبازی های خود را در موقعیت گلزنی قرار می داد. البته گاه با خشم هواداران یوونتوس نیز مواجه می شد که از وی بخاطر از دست دادن فرصت های فراوان گل انتقاد می کردند. رسوایی باشگاه یوونتوس در پرونده تبانی کالچیوپولی که باعث شد دو قهرمانی آخر این تیم پس گرفته شود و به سری B سقوط کند، خط پایان زلاتان با باشگاه تورینی بود. با اینکه بیشتر بازیکنان بزرگ یوونتوس تصمیم گرفتند به تیم وفادار بمانند ولی ایبرا بهمراه تنی چند از همبازیانش راه خروج را در پیش گرفتند.
کوچ به اینترمیلان
در دهم اوت2006 با 12 میلیون یورو و قراردادی چهارساله به ورزشگاه جوزپه مه آتزا می پیوندد. زلاتان اعتراف می کند که به آرزوی زمان کودکی رسیده و در باشگاهی بازی می کند که قبلا بت زمان نوجوانی اش در آنجا توپ زده و هوادار آن بوده است یعنی رونالدوی برزیلی و اینترمیلان! در اولین بازی تیم جدید در مقابل فیورنتینا یک گل می زند و گلی دیگر می سازد. نخستین فصل حضور در سان سیرو با 15 گل بهترین گلزن تیمش می شود. سال 2007 پنج گل در هفت بازی لیگ قهرمانان اروپا برای اینتر به ثمر می رساند. فصل 2009-2008 را رویایی آغاز می کند، زیرنظر ژوزه مورینیو با زدن گل به بولونیا در اولین بازی فصل متعاقبا بعنوان گل سال انتخاب می شود. اینتر تیم بدون شکست خانگی لقب می گیرد و ایبرا جلوتر از مارکو دی وایو و دیه گو میلیتو آقای گل باشگاه های ایتالیا می شود. همراه با اینترنازیوناله سه قهرمانی اسکودتو را جشن می گیرد و هم اکنون به با قراردادی مالی – تعویضی نجومی جای خود را با ساموئل اتوئو در بارسا عوض می کند تا تجربه ای تازه و مبارزه ای نو آغاز کند...
تیم ملی سوئد
با گلزنی به مقدونیه، تیم ملی جوانان زیر21 سال را تجربه می کند. زلاتان ابراهیموویچ در تاریخ 31 ژانویه 2001 با قرار گرفتن در مقابل جزایر فارو، اولین بازی ملی را بدست می آورد. این مسابقه دوستانه با نتیجه عجیب بدون گل به پایان رسید. نخستین آزمون جدی ایبرا همراه با تیم ملی سوئد در جام جهانی 2002 رخ داد که حذف در مرحله یک شانزدهم توسط سنگال نتیجه این آزمایش بود! رقابت های یورو 2004 با زدن یک پنالتی مقابل بلغارستان و گلزنی دربرابر دفاع محکم ایتالیا برای زلاتان شروعی خوب محسوب می شد ولی با از دست دادن پنالتی در برابر هلند و حذف توسط نارنجی پوشان ناکامی دیگری در رده ملی برای وی رقم خورد. جام جهانی 2006 هم بدون گل زده ای برای ایبرا و حذف سوئد در یک شانزدهم نهایی بدست آلمان خاطره تلخ دیگری برایش بهمراه داشت. سپتامبر 2006 و تنها 48 ساعت قبل از بازی با لیختن اشتاین در چارچوب رقابت های مقدماتی یورو 2008، زلاتان همراه با اولاف ملبرگ و کریستین ویلهلمسون از هتل خارج شده و به نایت کلاب رفته و پس از زیاده روی در مصرف الکل باعث دردسر می شوند. لارس لاگرباک مربی تیم ملی بخاطر همین ماجرا آنها را برای مدت کوتاهی توبیخ و از بازی ملی کنار می گذارد ولی پس از پایان محرومیت، زلاتان لجبازانه خود را از تیم ملی دور نگه می دارد! مقابل ایرلند شمالی در مارس 2008 به تیم ملی باز می گردد. در 12 بازی ملی موفق به زدن گلی نمی شود. طلسم عدم گلزنی ملی ایبرا پس از دو سال در رقابت های یورو2008 شکسته شد، یک گل به یونان و یکی به اسپانیا و بازهم حذف تیم ملی سوئد بوسیله روسیه در مرحله مقدماتی گروهی! به جرات می توان گفت ابراهیموویچ بازیکن بزرگی است که در رده ملی هیچگونه کارنامه مثبتی از وی دیده نمی شود یا بعبارتی زلاتان فوتبالیست باشگاهی است نه تیم ملی البته از تاثیر ضعف کلی تیم سوئد هم نباید به آسانی گذشت کرد.
سایه روشن های
زلاتان ایبرا با دختری به نام هلنا ازدواج کرده و هم اکنون دو فرزند دارد بعلاوه یک سگ که خیلی به آن علاقه دارد! تا قبل از انتقال به بارسا همراه با خانواده اش در میلان سکونت کرده بود و تابستان ها به زادگاهش مالمو بازمی گشت. زلاتان در سنین نوجوانی به ورزش تکواندو می پرداخت و منظم در کلاس های آن شرکت می کرد. شاید یکی از دلایل آمادگی بدنی او و ارسال پاس ها و گلزنی های آکروباتیک وی، همین تمرینات تکواندو است. یکی از دوستان نزدیک ایبرا هنرپیشه معروف سینمای سوئد میکائیل پرسبرانت نام دارد که این دو تاکنون فعالیت های خیرخواهانه زیادی با یکدیگر انجام داده اند. در آوریل 2002 کتابی درباره تمرینات فوتبال منتشر می کند که در آن تمرین های شخصی خود را شرح داده است.
بارسلونا ایستگاه آخر؟
و بالاخره به نوکمپ بزرگترین ورزشگاه اروپا رسید. می خواهد در تاریخ بارسا در کنار اسامی بزرگی همچون کوبالا، کرویف، مارادونا، شوستر، رونالدکومان، مایکل لادروپ، ریوالدو، رونالدینیو، مسی و دیگران قرار بگیرد. شاید زلاتان از کاکا هم گرانتر است. 35 میلیون پوند بعلاوه ساموئل اتوئو قیمتی بالغ بر 60 میلیون پوند برای کاتالان ها خرج برداشته است. او می خواهد نشان دهد که ارزش این سرمایه گذاری را دارد. حالا بارسا در ترانسفر هم با مادرید رقابت می کند ولی هنوز 120 میلیون پوند با لوس بلانکوس فاصله دارد... ![]()

![]()
زندگی نامه کریستین رونالدو
فوتبالیست پرتغالی در رده حرفهای است که در تیمهای (منچستریونایتد) و (ملی پرتغال) بازی میکند. او یکی از بهترین بازیکنان دنیا و یکی از بهترین استعدادهای امروز فوتبال است.
کریستیانو رونالدو در شهر (فانچال) در منطقه (مادیرا) در کشور پرتغال به دنیا آمد. مادر (ماریا دولورس داس آویرا) و پدرش (خوزه دینیس آویرا) بود. او یک برادر به نام (هوگو) و دو خواهر به نامهای (الما) و (کاتیا) دارد.
نام رونالدو در کشور پرتغال نام رایجی نیست ولی پدر و مادرش به خاطر (رونالد ریگان) رییسجمهور آمریکا نام او را رونالدو گذاشتند زیرا ریگان هنرپیشه مورد علاقه پدر رونالدو بود. او تاکید میکند این نامگذاری اصلا دلایل سیاسی نداشته است.
وقتی سه ساله بود ضربه زدن به توپ را آغاز کرد. وقتی در شش سالگی به مدرسه رفت دیگر علاقهاش به ورزش کاملا نمایان شده بود. او در آن زمان عاشق تیم (بنفیکا) بود و جالب است که بعدها به تیم رقیب آن یعنی (اسپورتینگ) پیوست.
او ابتدا با یک تیم آماتور به نام (آندورنیا) بازی میکرد زیرا پدرش در آن باشگاه شاغل بود. در آن زمان رونالدو تنها هشت سال داشت. در سال 1995 یعنی در ده سالگی (کریستیانو رونالدو) کمکم در پرتغال کسب شهرت میکرد و آهسته آهسته نامی آشنا در ورزش فوتبال میشد. به طوری که دو تیم برتر شهر مادیرا در پی امضای قرارداد با او بودند.
کریس رونالدو با بازی در مسابقات زیر هفده سال یوفا برای تیم (اسپورتینگ لیسبون) مورد توجه (جرارد هولر) سرپرست وقت تیم لیورپول قرار گرفت. در آن زمان او تنها شانزده سال داشت و به همین خاطر لیورپول از خرید او صرف نظر کرد ولی همین موضوع سبب شد به چشم (سرالکس فرگوسن) بیاید.
در تابستان 2003 او در بازی برابر تیم منچستریونایتد به خوبی تواناییهای خود را در معرض تماشا قرار داد و نشان داد که میتواند در دو جناح بازی کند.
پس از بازی، اعضای تیم منچستریونایتد همگی از یک استعداد درخشان سخن میگفتند. آنها معتقد بودند بهتر است در آینده در کنار این جوان باشند تا مقابل او.
در منچستر یونایتد
رونالدو در ابتدا با پیراهن شماره هفت ظاهر شد ولی با وجود تمام مهارتها و حملههایش دوست نداشت تحت فشار انتظارات مردم باشد.
انتظاراتی که از شماره پیراهن او نشات میگرفت. او ترجیح میداد پیراهن شماره 27 را بپوشد زیرا در اسپورتینگ نیز همین شماره را میپوشید.
رونالدو همیشه متهم به خودخواه بودن و تکروی است، با این وجود فرگوسن تمام حیثیت کاری خود را بر روی او گذاشته و مجددا با او قراردادی تا پایان سال 2010 به امضا رسانده است.
رونالدو در مصاحبهای با نشریه (ایونینگ نیوز) گفت: (منچستریونایتد همیشه برای کمک به من حاضر است و همیشه از من حمایت میکند. من باید این را تلافی کنم.)ولی رونالدو اغلب در بازیها، مشکل عصبی پیدا میکند. او نمیتواند اعصاب خود را کنترل کند و زود از کوره در میرود. او یک بار به خاطر رفتار خشونتبار و انگشت تکان دادن به نشانه تهدید به سوی تماشاچیان از بازی اخراج و از یک مسابقه نیز محروم شد.
(فیلیپ اسکولاری) مربی تیم ملی پرتغال نیز به او هشدار داد در مسابقات جامجهانی رفتار خودش را کنترل کند.
کریستیانو رونالدو در سال 2005 به (بازیکن جوان ویژه فیلیپو) معروف شد و از سوی فیفا بیستمین بازیکن برتر تاریخ فوتبال لقب گرفت. او با وجود اخلاق تندش محبوب طرفداران منچستریونایتد باقی ماند. به همین خاطر دوست ندارد هرگز تیم منچستریونایتد را ترک کند. او در بازیهای جامجهانی اولین گل خود را با ضربه پنالتی به تیم ملی ایران زد
زندگی خصوصی
.jpg)
رونالدو چند ساعت پس از شنیدن این خبر مجبور بود برابر تیم روسیه بازی کند و این برای او بسیار سخت بود ولی میدانست امکان ندارد در بازی غایب باشد. پس از بازی، سرالکس فرگوسن خود، رونالدو را مشایعت کرد و به کشورش فرستاد.
رونالدوبا زنی به نام (مرچه رومرو) مجری اسپانیایی تلویزیون پرتغال آشنا شد. هر چند اصلیت اسپانیایی دارد ولی در پرتغال به دنیا آمده و رشد کرده است. او با آشنایی خود با رونالدو تنفر خیلیها را برانگیخت زیرا بسیاری از طرفداران رونالدو او را شایسته نامزدی فوتبالیست محبوب خود نمیدانستند و سایتهای اینترنتی علیه او ایجاد کردند.
(مرچه) نه سال از کریستیانو بزرگتر بود و از همسر اولش طلاق گرفته بود. کریستین همیشه دوست دارد زندگی خصوصی خود را به معنای واقعی آن خصوصی نگه دارد و معتقد است زندگی خانوادگی از زندگی حرفهای جداست و هیچ گاه در این مورد صحبتی نکرد و نامزدی او با خود را تأیید نمی کرد.سرانجام در بیستم سپتامبر 2006 (مرچه) هم تایید کرد که دیگر رابطهای با کریستیانو رونالدو ندارد.
او هزینه سفر (مارتونیز) پسربچه یازده ساله اندونزیایی و پدرش که از بازماندگان سونامی بودند را پرداخت تا آنها بتوانند به خاطر علاقه پسرک برای دیدن بازیهای مقدماتی جامجهانی به اروپا بروند.
دیگر همتیمیهای رونالدو پس از ملاقات این پدر و پسر تقبل کردند که با کمک یکدیگر هزینه خرید یک خانه جدید در اندونزی را برای آنها فراهم آورند. پس از پایان بازیهای مقدماتی، رونالدو به اندونزی رفت تا از سرزمینهای مصیبتزده آن دیدن و برای آنها کمکهای خیریه جمعآوری کند. او در این سفر با (یوسف کالا) رییسجمهور اندونزی نیز دیدار کرد و توانست با به حراج گذاشتن وسایل ورزشی خود در جاکاراتا پایتخت اندونزی، 120 هزار دلار آمریکا کمک جمع کند.
رونالدو هم اکنون یک خانه دو میلیون پوندی در (وود فورد) واقع در انگلیس دارد. پس از حضور کریستیانو در تیم ملی کشور پرتغال و بازی مقابل تیم انگلیس در مسابقات جامجهانی آلمان، طرفداران تیم انگلیس به نشانه خشم خود شیشههای خانه گرانقیمت کریستیانو را شکستند.
رونالدو نیز از این عکسالعمل غیرمنطقی مردم ناراحت شد و اعلام کرد منچستر را ترک میکند و آینده او در اسپانیاست. (مرچه) سی ساله که در آن زمان هنوز با کریستیانو رابطه داشت گفت: اگر کریستیانو قبل از اینکه خشم مردم فرو بنشیند به انگلیس بازگردد، کار احمقانهای کرده است. او حتی از ستاره منچستریونایتد تقاضا کرد برای بردن وسایلش هم به آن جا بازنگردد.
شایعه رابطه کریستیانو رونالدو با دختری به نام (جمااتکینسون) به تازگی بر سر زبانها افتاده است. با این وجود نامزد قبلی کریستیانو پیام تبریک خود را برای او فرستاد (مرچه رومرو) که در سال 2005 از کریستیانو جدا شد بهترین آرزوهایش را نثار این زوج کرده است. گفته میشود (جما) نیز به تازگی از نامزد سابقش که اتفاقا او نیز یک فوتبالیست بوده، جدا شده است. رابطه کریستیانو و (جمااتکینسون) ناگهان تیتر درشت صفحه اول تمام نشریات پرتغال شد.
(جمااتکینسون) هنرپیشه نوپای شبکه ITV خود اظهار داشته که با کریستیانو رونالدو آشنا شده است.
او نخستین بار کریستیانو را همین اواخر در یک مهمانی ملاقات و اعتراف کرد از این آشنایی بسیار خوشحال است. وی اظهار داشت: (کریستیانو مرد خیلی خوبی است. شنیدهام خیلیها به من حسادت میکنند. این موضوع برای من اصلا عجیب نیست.) این هنرپیشه 22 ساله که پیش از این با (مارکوس بنت) بازیکن تیم (چارلتون) آشنا بود، گفت: (من به فوتبال علاقه خاصی ندارم و اگر با کریستیانو آشنا شدهام به خاطر شخصیت اوست. اصولا فوتبالیستها همه آدمهای خوبی هستند. در ضمن دلم نمیخواهد زیاد درباره این موضوع صحبت کنم چون نامزدی من با مارکوس به خاطر مصاحبهام با خبرنگارها به هم خورد. نمیخواهم این موضوع دوباره تکرار شود.) ظاهرا از این پس یک زن به جرگه زنان خبرساز فوتبالیستهای انگلیس افزوده شده است.
سرالکس فرگوسن همیشه از کریستیانو رونالدو به عنوان یک بازیکن برتر نام میبرد. او در یک مصاحبه مطبوعاتی در جواب به این سوال که آیا رونالدو بازیکن سال میشود یا نه، اظهار داشت: (مطمئنم نام او در لیست است. او 23 سال دارد و به نظر من بهتر از این هم میشود. او به بلوغ لازم رسیده و امیدوارم بازیکنان جوان ما مثل او خود را نشان دهند.
خیلی کم هستند کسانی که مانند کریستیانو میتوانند برابر بازیکنان هجومی بایستند. مدافعان نمیتوانند این جور بازیکنان را کنترل نمایند؛ به همین خاطر است که همه به او به چشم یک (خطر بزرگ) نگاه میکنند.)
کوتاه از کریستیانو
.jpg)
_ در کودکی با نام مستعار (کلویورت) نامیده میشد.
_ او از سهامداران (نایک)، (پیپ جینز)، (اکسترا جاس) (نوشیدنی انرژیزای اندونزی) و اتومبیل سوزوکی است هر چند که خود یک اتومبیل بیامو مشکی دارد.
_ تیم محبوب کودکی او (بنفیکا) بود.
_ قهرمان کودکی رونالدو (مارادونا) بود.
_ قهرمان کنونی او (لوییس فیگو) و (تیه ریآنری) هستند.
_ رونالدو که در لیسبون بزرگ شده است همیشه به خاطر لهجه (مادیرایی)اش مورد تمسخر بچهها قرار میگرفت.
_ رونالدو با (آلبرتو جاردیم) فرماندار زادگاه خود دوست صمیمی است![]()
يک هشتم نهايي
يک چهارم نهايي
نیمه نهایی
فینال
دوشنبه 7 آذر 1390ساعت۱۴:۳۰
صنعت نفت آبادان
0
پنجشنبه 24 آذر ساعت:14:30
فولاد خوزستان
2
شهرداری یاسوج
5
یکشنبه 6 آذر 1390ساعت 14
فولاد خوزستان
3
سیاه جامگان
1
جمعه 9 دی ساعت16:30
شهرداری یاسوج
2
استقلال تهران
شهرداری یاسوج
ذوب آهن
2
جمعه 18 آذر ساعت16:15
پرسپولیس
3
پرسپولیس
0
دوشنبه 7 آذر 1390ساعت 16:15
استقلال تهران
3
استقلال تهران
1
سایپامهر کرج
0
یکشنبه 6 آذر 1390ساعت 14:30
ماشین سازی تبریز
1
پنجشنبه 24 آذر ساعت:14:30
داماش گیلان
2
داماش گیلان
1
دوشنبه 7 آذر 1390ساعت ۱۴
شاهین بوشهر
2
ابومسلم
0
جمعه 9 دی ساعت14:30
شاهین بوشهر
1
شاهین بوشهر
دوشنبه 7 آذر 1390ساعت ۱۴
مس کرمان
S63دیدار رده بندی
مس کرمان
3
دوشنبه 28 آذر ساعت14:30
فجر سپاسی
0
صبای قم
4
یکشنبه 6 آذر 1390ساعت 14
مس کرمان
6
مس سرچشمه
4
صبای قم
5
![]()
تيم
بازيکنان ورودي به تيم
بازيکنان خروجي از تيم
استقلال تهران
حسن غريب ملکي# - جي لويد ساموئل# - رضا عنايتي#- گوران جورکوويچ - مهرداد پولادي# - فرشيد طالبي#
فرهاد مجيدي - جاسم کرار#
سايپا
سپاهان
فرزاد حاتمي
راه آهن شهرري
تراکتور سازي
عقيل اعتمادي - ميلاد فخرالديني# - حدادي فر - فرزاد حاتمي
عباس محمدي
فولاد خوزستان
سعيد قدمي
مس کرمان
آلجوشا وژنوويچ - پورخسرواني# - جاسم کرار#
ميلاد فخرالديني - مهرداد پولادي# - محسن بياتي نيا# - بيژن کوشکي - کارلوس سالازار# جرج مورات#
شاهين بوشهر
محسن بياتي نيا#
علي انصاريان - ميثم منيعي -محسن حميدي - هادي شکوري#- پورخسرواني#
صباي قم
مجيد حيدري - علي ميرشفعيان# - ابوالفضل ابراهيمي# - علي مولايي
رضا عنايتي#
داماش گيلان
مهدي مهدوي کيا#
فجر سپاسي
مجيد حيدري
پرسپوليس
مهدي مهدوي کيا#- مهرداد پولادي# - ايمن زايد - سعيد قدمي - محمدرضا خلعتبري#- هادي شکوري#
عليرضا حقيقي
ذوب آهن
حدادي فر - فرشيد طالبي#
ملوان بندرانزلي
مجتبي انصافي
شهرداري تبريز
نفت آبادان
عماد زاتارا
روح الله عرب - حجت چهارمحالي
مس سرچشمه
جان کالينز - جرج کروسفسکي - ياروسلاو کروشلنيتسکي
علي مولايي
نفت تهران
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






